خط داستانی
لیزا زنی باهوش است که در دنیای طبقه بالا زندگی میکند. شوهرش پیتر با لهجه آلمانی به روسی صحبت میکند و کارخانه شکلاتسازی دارد. آنها در خانهای سرد با طراحیهای مینیمال به سختی احساساتشان را کنترل میکنند. فرزندانی در خانهٔ قیمتی آنان نیستند اما سگهای گرگکفش گران قیمت وجود دارند. با این حال، لیزا نمیتواند همچنان سرد باقی بماند زیرا رازی از گذشته درونش میسوزد که دوست دارد برای همیشه از بین برود... و در نزدیکی آن، اتاق سوختهای وجود دارد و کِیفِی نوجوانی به نام اولیا کلیدها را در اختیار دارد.