خط داستانی
کریشنا جوانی نابینا است که به عنوان راهنما در میان بناهای باستانی مادی کارا کار میکند او کار جدیدی به عنوان مسئول موزه باستان شناسی در منسا گانوتری در مایسور به دست میآورد در طول سفر با اتوبوس کریشنا با تولاسی آشنا میشود و بین آن دو جاذبهای پدید میآید با رشد عشق کارهای سرنوشت و شرایط باعث مداخله میشود و در نهایت چه بر سر کریشنا و تولاسی میآید