خط داستانی
همه به دنبال خوشبختی هستند. وقتی تقریباً سی ساله ای و مجردی و هنوز با پدر و مادر عجیب و غریب که تو را کودکی ده ساله میدانند در خانه زندگی میکنی، جستجو برای استقلال بیشتر میشود. تانیای تازهوارد، مشاور املاک، در روز سرد زمستانی برای اولین معامله بزرگ و گام نخستش به سمت استقلال راه میافتد. او بهطور معمول دیر میرسد و روی جاده لغزنده عجله دارد؛ زندگیاش را بهزودی تغییر خواهد داد.