خط داستانی
زمان آن است که پادشاه کُریفتس پادشاهی را به یکی از سه دختر محبوبش واگذارد. پرنسس آملی در جنگل میگردد و بلور درخشان نمک را مییابد. در دربار، تصمیمی گرفته شده است که هر اگر دختر با محبت خود نسبت به او را بیشتر اعلام کند، ملکه جدید میشود. آملی که از بلور نمک تازهاش شیدا شده است به پدرش میگوید که به او به اندازهٔ نمک محبت میورزد. خشم پادشاه او را از قلمرو تبعید میکند. آملی مجبور میشود در جنگل زندگی کند، با لباس روستایی، ناامید و افسرده تا یک فرشتهٔ خوب به سراغش میآید...