شهر نامرئی
The Invisible City
قصه شهری که بهشت گونه ساخته شد اما به جهنمی تبدیل شد — شهری که به آرامی دوباره به بهشت بدل میشود، فقط از راهی متفاوت. ایگور تقریباً ده سال است در منطقه چرنوبیل زندگی میکند تا آرامش و فرصتی برای فرار از تمدن مدرن بیابد. مشکلات روانی چه شخصی و چه جهانی همچنان او را آزار میدهد و او همواره نماد آرامش هماهنگی و استرس فراموشنشدنیِ ماورایی است. و رازی وجود دارد — راز حقیقت زندگی. او در میان ساکنان پیر چرنوبیل محاصره شده است، روستاهایی که بهطور کامل توسط نیروهای طبیعت فتح شدهاند و زندگی آتلانتیسی غیرواقعیشان را میگذرانند، از جمله جنگ در اوکراین نیز به نظر میرسد در سیارهای دیگر در حال وقوع است.