خالی
Empty
در «خالی» با رین آشنا میشویم. رین که شصت و شش سال دارد، ماهیگیر با تجربهای است. هنگامی که جوب جوان برای اولین بار بهطور رسمی روی کشتی کار میآید، احساسات سابق سرکوبشده در رین برمیخیزد. زندانیِ کشتی، رین را از فرار کردن از درونش با شهوتهای روزافزون عاجز میکند و بحرانای در حال شکلگیری است.