خط داستانی
تد زامبی نیست. فقط از او بپرسید. مطمئناً، او در تعطیلاتش در کارائیب یک "چیز پوستی" گرفته و به مغزها craving دارد، اما کی ندارد؟ به هر حال، اوضاع باید بهتر شود وقتی تد ارثیه پدربزرگش را به ارث میبرد؛ تنها کاری که باید انجام دهد این است که منتظر بماند تا پیرمرد بمیرد. در این میان، در صورتی که اوضاع به اندازه کافی عجیب نبود، تد به دنبال یک خونآشام داغ به درمان گروهی میرود که بیماران همه از اختلالات ماورایی رنج میبرند. بله. اوضاع از عجیب به دیوانهوار تغییر کرد.