خط داستانی
هان شیانگ یینگ به طور موقت در عمارت باشکوه همکلاسیاش، فان داینی، اقامت دارد. خانم فان او را تشویق میکند تا به یک مهمانی برود که در آن مورد تجاوز یک تاجر ثروتمند قرار میگیرد. مشخص میشود که خانم فان در واقع یک دلال است که بر سه دختر خانواده ویران شدهاش کنترل دارد. هان با کمک جوان صادق، گونگ لیکون، موفق به فرار از چنگال خانم فان میشود.