خط داستانی
نینا و آنجی بهترین دوستها هستند و با هم در زندگی دست و پنجه نرم میکنند. وقتی دختر نوجوان آنجی به ۳۰۰ یورو برای یک سفر مدرسه نیاز دارد، تصمیم میگیرند به بانکی که شوهر نینا، مارک، کار میکند بروند تا از او وام کوچکی بخواهند. اما وقتی مارک درخواست آنها را با خشونت رد میکند، آنجی کنترل خود را از دست میدهد. اوضاع از کنترل خارج میشود و ناگهان دوستیها در بانک گیر میافتند و به اشتباه به عنوان قاچاقچیان شناخته میشوند.