خط داستانی
پویا جوان با مادرش در یک روستا در نپال زندگی میکند. اگرچه از مرگ پدربزرگش ناراحت است، اما به طور مخفیانه از احتمال ملاقات با مردی که امیدوار است پدرش باشد — چاندرا، یک چریک سابق مائوئیست که پس از یک دهه جنگ داخلی به خانه برمیگردد، هیجانزده است.