خط داستانی
آیا شهری مانند جنگل بی رحمی است که یک مرد طبقه متوسط خوشحال میتواند بدون هیچ دلیل خوبی کشته شود؟ یا بیشتر شبیه لانهای رحمگونه است که در آن بیماری با خطرناکترین شروط برای پیوند قلب وجود دارد تا زندگی نوینی به او بدهد؟ رومیش تنها چند ماه تا قلبش باقی مانده از بیماری کاردیومیوپاتی. این پسر یتیم که ناامیدانه با فرار و خشم در کنار گروهها سپری میکند، در نهایت شاهزاده را میکشد که در لحظهای از زندگیاش ازدواج دوباره با زنی وفادار را میخواست. به طور سِیف یک سرنوشت، قلب شاهزود به رومیش پیوند میشود. پدر شاهزود سعی میکند رومیش را به عنوان پسر جدید در آغوش بگیرد، اما حقیقت فاششده همه را در معرض خطر قرار میدهد.