خط داستانی
سنتائوچو، مربی اسب و جمعآورنده بذرهای غیرتراریخته است. رابطهای وحشتناک با دختر کوچک خود دارد که باید از پدر بزرگ مادری معلولش مراقبت کند. او به او رازی را گفته است تا او را خوشحال نگه دارد: اینکه هم او و هم پدرش، ابرقهرمانان مشهور مارول هستند که در آنجا، در پساهاویههای پوشیده از جنگلزدایی آن دامنهها پناهندهاند.