خط داستانی
لیلاواتی کارگردان موفق و با روحیهای پر انرژی است که ازدواج او با رَم سِتو در حال فروپاشی است. رابطه توسط غرور، تغییر نقشهای جنسیتی و احساس سایهدار شدن شوهر توسط موفقیت همسرش دچار تنش میشود. قضیه وقتی پیچیدهتر میشود که سِتو درخواست طلاق میکند و اعتراف میکند به زنان دیگری احساس دارد، نیکولا سباستین. این زوج ناچار میشوند با احساسات حلنشده روبهرو شوند و رازهای پنهان دربارهٔ ازدواجشان را کشف کنند.