خط داستانی
«ای-ای-امیل!» پدر در مزرعه کوچک کاتتول فریاد میزند، پسر دوباره به کارهای قدیمیاش میپردازد و باید به ازای سلاخی به دامن جنگل فرستاده شود. اما امیل این را به عنوان مجازات نمیبیند بلکه از داخل در را میبندد تا با آرامش بیشتری به مجسمههای چوبی خود ادامه دهد. خواهر کوچک او ایدا هم میخواهد داخل انبار بنشیند اما رفتار او بیش از حد خوب است. این اقتباس تازه از داستانهای محبوب آزرید لیندگرن از کتاب «امیِل از لُوننبِرگا» جنبه روشن زندگی روستا در آغاز قرن بیستم را نشان میدهد.