خط داستانی
در حاشیه یک شهر مرزی در حال مرگ، یک معدنچی ناامید به دنبال پناه در یک کلیسا است در حالی که طوفان بادی در بیرون در حال وزیدن است. او که از وحشت consumed شده است، مشکلاتش را برای یک کشیش reluctant بازگو میکند. آنچه که به عنوان یک درخواست برای حفاظت آغاز میشود، به زودی به یک اعتراف ترسناک از خشونت تبدیل میشود.