خط داستانی
سوئدیِ میکل نودرهگرن ناگهان به ارثیه ای کنار دریاچه در براندنبورگ از پدر مرحومش می رسد همسایه اش مارلیس گوتلیب که به طور جدا از مردم در ملک خود زندگی می کند از وجود او ناراحت است میکل اکنون آرامش او را مختل می کند و نه تنها به دنبال خریدار خانه است بلکه دختر مارلیس لیای را هم استخدام می کند تا کارگزاری ملک انجام دهد بلکه در سنت سوئدی «حق هرکس» می خواهد مسیر کنار رودخانه قدیمی را که سال ها پیش مارلیس بسته بود باز کند تا عموم مردم به آن دسترسی یابند درگیری بین دو همسایه دوباره بحثی قدیمی با جامعه روستا درباره دسترسی به دریاچه را زنده می کند