شامگاه بازار
Marknadsafton
مگنی کشاورزی است که قصد ازدواج با ترزیا از خاندان ثروتمند دارد اما خدمتکارش لوفیزا که بیست سال برای او کار کرده بدون دریافت حقوق از اهمیت ازدواج آگاه می شود و طلب مزدی می نماید که معادل ثروت ترزیا در وصلت است