خط داستانی
در سال ۱۹۷۱، دولت الجزایر بهرهبرداری از منابع هیدروکربور را ملی اعلام میکند. پیامدهای این تصمیم برای جامعهٔ الجزایرهای فرانسه فراوان است. خانوادهٔ گالتِی در برابر این مشکلات اقتصادی دچار مضیقه میشود. پدر، خالد، که پیشتر عضو جبهه آزادیبخش الجزایر در فرانسه بوده، از این سرنوشت در امان نمیماند. شرخاده، همسرش و همسنگر او در نبرد، خود را در میان نقشهایی چون همسر، مادر و اشتیاق به کشوری و گذشتهای که رفته است، متورم میبیند. اما پسرش کاریم، قربانیِ تفکیک اجتماعی-فرهنگی است؛ تنها چیزی که از او میماند، انکار است.