رودخانههای همسو
The Tributaries
در پسزمینه آرامِ هرجومرجهای دانشگاه و سنگینتر شدن بار بیماری مادرش، روبی سرش را پایین میبرد و قلبی محافظتشده دارد تا اینکه به دوری داو به نام درو برخورد میکند—فوراً جذاب و بیتکلف، و پنهانکردن بیشتر از آنچه نشان میدهد. آنچه از یک برخورد اتفاقی آغاز میشود به تدریج به چیزی عمیقتر تبدیل میشود و هر دو را به سوی رویدادی در گذشته میکِشاند. با فروپاشی دیوارها و روشنشدن حقیقتها، روبی و درو درمییابند که بهبود از جایی آغاز میشود که صداقت و شجاعت با هم ملاقات میکنند.