فراموشم نکن
Forget Me Not
پدری در حال بردن دو فرزندش برای صرف غذا در پارک عمومی است. در حالی که دختر بزرگ تر به دلیل داشتن خواهر کوچکتر احساس بیگانگی می کند، او در گوشه دور از دسترس به موجوداتی با چشمان قرمز و زبان گشوده برخورد می کند که با او صحبت می کنند.