خط داستانی
مانی، دختر یک تاجر ثروتمند، با کودکان خیابانی دوست میشود و با آنها به گردش در شهر میپردازد و کار میکند. خانواده مانی سعی دارند او را از طریق سرباز پلیس ساخرام پیدا کنند که او نیز به سگ خود تایگر تکیه میکند. در همان حال، شرور عمه و دستیارش بندلداس نقشه دزدیدن مانی را میکشند که توسط جهگو شنیده میشود. کودکان خیابانی تمام مدت مانی را مخفی نگه میدارند و از او محافظت میکنند.