خط داستانی
بولکه به تُم و میراج در مورد افسانه «توپاز پرنده» که در گذشته در روستا به همه آزار میدادند، میگوید. همراه سگشان سُنوف تصمیم میگیرند داستان را بررسی کنند. در نزدیکی باتلاق نگهبان شکار گرِوندونکو گرفتار دام است و ادعا میکند که این پرندهٔ پرتو است. با وقوع حوادث غیرقابل توضیح در روستا، مردم تصمیم میگیرند با پولیس محلی دست به کار شوند و در کنار هم در باتلاق جستجو میکنند