خط داستانی
اکانه کوچکترین دختر سهقلو سون تندو است. پدرش سون تندو کنترل دبوری هنرهای رزمی را به عهده دارد و اکانه امیدوار است تا آینده دور به ادارهٔ دبوری پدرش ادامه دهد. در عین حال، اکانه برای ازدواج با رانما، پسر دوست بافاصل پدرش، انتخاب شده است. رابطهٔ اکانه و رانما از عشق و نفرت برخاسته است. رانما هم مثل بقیهی پسران نیست؛ در حین سفر تمرینی به استخر دختر غرقشده سقوط کرد و اکنون هرگاه آب سرد روی او پاشیده شود، به یک دختر تبدیل میشود و آب گرم او را به مردیِ بار دیگر تبدیل میکند. مشکلات زمانی آغاز میشود که پدر اکانه اعلام میکند جانشین دبوری آنها باید مردی باشد. اکنون اکانه و رانما که فقط نصفِ وقت مرد هستند، باید منبعی مخفی پیدا کنند که نفرین او را درمان کند.