خط داستانی
مارتین کریستیانز از کارفرمایش جویپ بوبلمن برای افزایش دستمزد و همچنین ازدواج با دخترش تقاضا میکند. دختر بوبلمن کولت ادعا میکند در عشق است و با وانمود کردن بارداری خود را میکشاند اما مارتین مردی را که دوست دارد نمیشناسد و دروغ میگوید که او دختر بوبلمن است و جوپ نمیفهمد که دخترش قصد ازدواج با رانندهاش اوسکار را دارد که اخیراً او را اخراج کرده است