بِلیول و تاکیو
Belleville Tokyo
یک زوج به سوی قطار در حال حرکت به سمت ونیس میرود. در سامانه ریل، ژولیان به ماری اعلام میکند که به سوی دیگری میرود و او را پشت سر میگذارد و در پاریس تنها باردار میماند. ماری شوکه میشود و تصمیم میگیرد قربانی این وضعیت نشود. او در کارش با دو کارفرمای گاوچرانش، ژان-ژاک و ژان-لوپ که سینمایی در محله لاتین مدیریت میکنند، آرامش مییابد و از کارش در این دنیای ساده احساس آرامش پیدا میکند.