خط داستانی
نیکول واگنر به طور اتفاقی می فهمد که پسرش نمی تواند همان پسری باشد که او با سازنده داربست گرایل داشت پسرش ساباستین نه سال پیش با یک سوءتفاهم درباره کودکی به وجود آمد که در فرایبورگ در شرایطی بسیار متفاوت از نیکول و گرایل زندگی می کنند گرایل برای دانستن پسر بی نامش کنجکاو است برخلاف نیکول که خیلی ناراحت است و همین طور سون و بریتا کالنبرگ اما چه کاری می توان کرد بچه ها در خانواده های خود ریشه دارند و کسی دوست ندارد آن ها را ناخرسند کند والدین حق دارند هر طور که شده همانطور که هستند بگذارند اما درباره فرزند بیولوژیکشان افکارشان تسلیم نمی شود