فور همیشه ونیز
Für immer Venedig
بازنشسته ای به نام رابرت با دخترش کلودیا خبرنگاری موفق برای شرکت در نمایشگاهی از شیشه به ونیز می رود تا جامی گرانبها را که در جریان نمایشگاه دزدیده می شود بازیابد او با کلودیا به طور ناشناس کار تحقیق را آغاز می کند و به یاری صاحب رستوران دوست داشتنی میا و پسرش مارکو مواجه می شود رابطه ای میان دو زوج شکل می گیرد اما میا و پسرش در ماجرا دخیل هستند