خط داستانی
آرامش روستای کنگنگ پیزانگ با یک شب سرنوشت ساز به آشوبی مطلق بدل می شود... مشکلات با مرگ ناگهانی پَک ابو آغاز می شود که به طور ناگهانی از دوچرخه اش می افتد. سه جوان مزاحم همیشه در اطرافند گیتار می نوازند و آهنگ می خوانند. این سه پسر حُسین اَتان و مات کاران جسد پَک ابو را به خانه اش می برند و قصه را برای پَک جَبیـت رئیس روستا روایت می کنند. پَک جَبیـت به خانه پَک ابو می رود تا احترام بگذارد اما ناگهان در حالی که به جسد پروستاتیک او نگاه می کند می میرد.