نمیتوانی بدون منبرادرم بدرخشید
Can't Shine Without You My Brother
در طول یکسال، یحیا سه برادر را از دست میدهد. برای تاب آوردن در غم، کلبهای در جنگل ساخته است. در آنجا میتواند رویاهایش را بپروراند و دوباره آنها را ملاقات کند. یحیا یک شانس آخر برای صحبت با آنها، لمس کردنشان، گرفتنشان، حملشان و به آنها سپرده شدن را مییابد.