خط داستانی
در دهکده ای کوچک کنار ساحل که اسب آبی و ماهی قرمز شبانگاهی را میگویند، همه چیز به روال خود میگذرد: آسمان آویزان و رویاهای بلند و زندگی در میانه راه در حال پرواز است تا این که گروه شرط بندی محلی جایزه پنجاه میلیون دلاری لاتکس را میبرد. تصور میشد برای همه کافی است اما این آغاز درگیری بزرگ بر سر سهم سهیم از خوشبختی است. میربِلِ باهوش و تیزهوش به طور نامحسوسی سهیمانان سود را فریب داده و سهم خود را از خوشبختی به دست میآورد. اما برادرانش نیز به گونه ای بیهدف اما کارآمد جایگاه خود را در ساحل پیدا میکنند – در یک درگیری فرسایشی در برابر میربل و سایر بازیکنان با هم روبه رو میشوند.