خط داستانی
جان زلدا، سناتور جدید ایالت و متعهد به مبارزه برای لایحه معدنکاران، در سخنرانیاش به معدنکاران شب قبل از عزیمتش، به آنها اطمینان میدهد که میتوانند به او تا آخرین لحظه اعتماد کنند. با ورودش به پایتخت، آقای وایلن، مغز متفکر لابی و بهطور مخفیانه رئیس آن، او را جذب میکند و با تعریف و تمجید از جان، او را به جمعی از مردان و زنان برجسته دعوت میکند تا رأی او را علیه لایحه پیشنهادی جلب کنند. تعریف و تمجید آنها جان را تحت تأثیر قرار میدهد و وقتی هزل فلیمنگ، نامزدش و خبرنگار ستارهای روزنامهاش، برای مصاحبه به پایتخت میآید، از دیدن تردید او شگفتزده میشود و متوجه میشود که اگر نتواند او را از اشتباهش آگاه کند، مبارزه شکست خورده است. برای این کار، او یک خبر شبحی چاپ میکند که در تیترهای هیجانانگیز از یک حادثه وحشتناک در معادن زغالسنگ میگوید که در آن ۲۰۰ معدنکار جان خود را از دست دادهاند.