خط داستانی
دختری به نام کاتارینا که طرز راه رفتنش با گامهای پهن و موهای روی دندانهایش و دستهایش بر پهلوها، شاخصی از ظاهر خشن دارد. اما درون او ذاتاً دارای جوهر شاعرانهای است. این حقیقت وقتی روشن میشود که از نگهدارندهٔ کارگاه، یوآکوب، نامههای عاشقانهای قلبانه مینویسد. در واقع، پسر اهل هنر او به نامههای عاشقانهٔ او علاقهمند میشود و فهمید که این پیامها را از دوست کاتارینا، ماری، نوشتهاند. او دختر بلوند و کمتوان از نوشتن درخواست کرده بود که این پیامهای عشق را برای یوآکوب بنویسد.