خط داستانی
حیاواتا پسری است که با ارادهٔ دانای قبیله ترسیم میشود. به عنوان مرد جوان مأموریت پرخطری را برای سفر به کوه سفید دورافتاده میبرد تا اسرار خرس بزرگ را بیاموزد و از گرسنگی قوم خود نجات یابد. در راه با موجودات افسانهای جنگیده و از روباهان بادگیران که در جنگل شبانگاهی haunt میکنند عبور میکند.