خط داستانی
زندگی ماریا بر هم می ریزد. پس از تصادف، هیچ چیز مثل قبل نیست. او کابوس های وحشتناکی دارد و یک شبه از نگاه عجیبی چشم می بیند. آن ها چشم های قاتل سریالی هستند که در شهر کوچک اوننا در منطقه روپر دست به کارهای شیطانی می زند. هنگامی که ماریا به پلیس می رود آنها به او باور نمی کنند، هر چند جستجو برای قاتل تاکنون بی نتیجه مانده است. اوضاع بدتر می شود وقتی ماریا از ترس، به آرامی اما یقیناً فکر می کند که دیوانه شده است.