خط داستانی
فردی به نام فِدِی، مردی مصدوم که در فرار است، توسط توماس کشیش مهربان پناه میگیرد و در برج ناقوس کلیسا توسط دختر زیبا و معصوم کشیش، آنا، بهبودی مییابد. به زودی عشقی در بین فِدِی و آنا شکوفا می شود و توماس میماند با تعهد دینی خود به کمک به آسیبپذیران یا عشق به دخترش.