خط داستانی
در یک گردش خانوادگی به زمین گلف، مادر پسر پولدار جورجی، کیتی دوست داشتنیش را که «رَگس» نام دارد، به مهمانی تولد جورجی دعوت میکند؛ این موضوع دختری مهربان به نام کارمن را خوشحال میکند، اما پسر حسود را نه. «رَگس»، که از لباسهایش احساس شرمسندی میکرد، لباسهای پسر پولدار ویلی را پاره میکند و او را در انبار زغال حبس میکند. پس از ماجراهای کمیک فراوان، همه چیز به حالت عادی برمیگردد!