خط داستانی
سلما، یک زن ثروتمند، پس از آنکه به نظر میرسد ماشینش در جاده خراب شده، به بیمارستان منتقل میشود. از آن لحظه به بعد، او از مشکلات روانی رنج میبرد. سلما در یک شب بارانی ماشینش را تصادف میکند و مکانیک ماشین، اورهان، او را پیدا کرده و به بیمارستان میبرد. او به اورهان علاقهمند میشود. اما با یادآوری جزئیات بیشتر تصادف، متوجه میشود که نجاتدهنده واقعی یک موسیقیدان کولی به نام اکرم است. سلما شروع به زندگی کردن دو زندگی جداگانه میکند و بین اکرم و اورهان دچار تردید میشود.