خط داستانی
سرگذشت پسری هجدهساله به نام جیمی است که برای افتخار پدرش در کار خانوادگی — خودروهای بستنی آماده — تلاش میکند. در ابتدا موفق نیست اما با کمک توقفهای منظمش به بازار سیاه رو میآورد. از طریق دخالت یک دَمفروش محلی، رانندهٔ رقیب از گذشتهٔ پدرش و مرد گمنام در جنگل، جیمی خود را در قالبی از کابوس ساختهٔ خویش مییابد.