خط داستانی
"حالا اگر میتوانی با او همتراز شو، این مرد ارتش منظم. صدای زنگ زنگ، کلت یا گاتلین. مرد ارتش منظم." دختر دوست قدیمی و همخوابگاهیاش به سرپرستی او در میآید. او متوجه میشود که قبلاً همدیگر را ملاقات کردهاند و در حال حاضر عاشق یکدیگر هستند، بنابراین او خواستگاری میکند و او همسرش میشود.