خط داستانی
مردی اشتباهی را مرتکب میشود که برای تمام عمر پشیمان خواهد بود وقتی در ایستگاه اتوبوس به زنی برمیخورد و با او شکست عشقی پیدا میکند. رابرت با نورِ خشنِ گرا و شیفتهاش به سمت گفتوگو میرود. زوج از ایستگاه اتوبوس خارج میشوند تا به مکانی صمیمیتر بروند، اما رابطهٔ یکشبهٔ رابرت به کابوسی تبدیل میشود وقتی متوجه میشود این غریبهٔ جذاب قاتلی با رازی مرگبار است.