خط داستانی
فرهاد و شیرین دو عاشق هستند که به شدت یکدیگر را دوست دارند. خواهر شیرین، مریم، میخواهد او را به پادشاه یونان شوهر دهد، زیرا این شرطی است برای اینکه پادشاه آنها را تحت حمایت خود بگیرد. سربازان یونانی به شیرین حمله میکنند. پادشاه خسرو دختر جوان را نجات میدهد. او هویت خود را به عنوان پادشاه فاش نمیکند. مردم خسرو را به عنوان جاسوس پادشاه میشناسند و او را زخمی میکنند. فرهاد خسرو را نجات میدهد و زخم او را درمان میکند. خسرو خود را به فرهاد بدهکار میداند و هویت خود را از او پنهان نگه میدارد.