خط داستانی
تمام محققان آزمایشگاه IMPS مرد هستند - با یک استثنا: مادموازل کلارا که آنتوان، نظافتچی، به شدت به او علاقهمند است. شب به شب، وقتی کلارا تنهاست و به آزمایشهایش ادامه میدهد، جوان به طرز awkwardly سعی میکند عشقش را ابراز کند. اما دانشمند سرد به این موضوع بیتوجه است. در مشکلاتش، آنتوان به طور منظم شیشهها و لولههای آزمایش پر از مواد شیمیایی خطرناک را میشکند. او وقتی پوستش با اسید تماس پیدا میکند، اهمیتی نمیدهد. قلبش به قدری میسوزد که نمیتواند سوزش پوستش را احساس کند. و اگر نتواند دستش را به کلارا بدهد، آیا واقعاً برایش مهم خواهد بود که... آن را از دست بدهد؟