خط داستانی
دسیسههای کاذب همسر دندانپزشکش که از او جدا زندگی میکند خانهدار را به ویرانی میکشاند کِلو بَرگر ناچار است خانه را ترک کند و ناگهان با سه فرزند خود تیم ایما و سوفی در مقابل بیخانمانی و بیپولی میماند اما کِلو نمیتواند شکست بخورد و به سوی پدر بازنشستهٔ باستانشناسش میرود که رابطهٔ دشواری با او دارد در حالی که به عنوان گارسون کار میکند و در عین حال تلاطم میان پدر خشمگینش و فرزندان پرجنب و جوش را آرام میکند کلو عاشق همسایه دلسوز و مهربان جان میشود