خط داستانی
در این نمایش تکنفرهٔ درخشان، استیون بنکسِ آرام و حدوداً سیساله پس از روزی طولانی در شغل بیسرانجامش به خانه میرسد و همچنان رویا دارد که یک ستارهٔ راک شود. استیون پیامی از رئیسش میگیرد که اعلام میکند سخنرانی ضروری برای هیئت مدیره دریافت نکرده است. استیون باید یک سخنرانی جدید بنویسد اما تنها کمتر از یک ساعت وقت دارد. در حین این عملیات به تعویق میافتد و با اسباببازیها و سازهای موسیقی مختلف، پختن کلوچه، پوشیدن لباسها، ورق زدن کتاب سالهای مدرسه و اجرای آهنگهای تازهٔ خلاقانه سرگرم میشود. در عین حال باید با صاحبخانهٔ بداخلاق، نامزدِ چسبنده و حتی توالتِ شکسته کنار بیاید. آیا استیون سرانجام سخنرانیاش را تمام میکند؟ یا سرنوشت چیز دیگری برای او در نظر دارد؟