خط داستانی
ژان پاولی که به تازگی با اویلین دسپره، دختر رئیسش، نامزد شده است، به بیماری سل مبتلا میشود و باید برای استراحت و هوای تازه به دوردست برود. او به جزیره کُرس میرود و مجبور به شکستن نامزدیاش میشود. سپس به عروسی دخترعمویش، کاتالینا، دعوت میشود. اما پدر داماد با این اتحاد مخالفت میکند. یک انتقامجویی اعلام میشود و به زودی داماد در راه آژاکسیو به قتل میرسد، توسط میشل، پدر کاتالینا، که سپس در ماکیس پنهان میشود. ژان تصمیم میگیرد به او بپیوندد و سلامتیاش بهتر میشود. یک روز، میشل توسط پلیس به شدت زخمی میشود و ژان میفهمد که پدرش نیز فوت کرده است. او، ژاک و کاتالینا به پاریس برمیگردند تا مادرش تنها نماند. او متوجه میشود که اویلین نامزد جدیدی به نام مکس کارلیه دارد که پس از یک درگیری تسلیم میشود. اویلین و ژان ازدواج میکنند.