خط داستانی
آن برِیدَن به حدود سی ساله است و به چالشها علاقه دارد. آخرین چالش او ساخت فیلمی درباره مه ۱۹۶۸ است. این چالش نه فقط به دلیل مواجهه با داستانی که مربوط به او نیست، بلکه به ویژه چون دوست پسر جدیدش بلیس این ایده را درک نمیکند و از شرکتکنندگان در این رویداد متنفر است. آن برِیدَن فردی منظم و تا حدودی وسواسی است. هیچ چیز و هیچ کس او را از پروژهاش بازنخواهد داشت. او به دیدن افرادی که در آن دوره حضور داشتند میپردازد. به طور قطع با زنی به نام ماریان که از جملاتی در مورد ژان-پیر لویچیانی صحبت میکند شروع میکند. این نام برای او آشناست چون همان نامی است که با پدر بلایس مرتبط است. او فورا به دیدن او میرود. ژان-پیِر همان پدر بلایس است. او به خانه بازمیگردد و از بلایس این راز را پنهان میکند. آن برِیدَن به شکل ناخواسته کنترل این موقعیت را از دست میدهد.