خط داستانی
پس از یک مشاجره، معلم موسیقی یوهان واگنر و استاد شمشیربازی هنری دوپین تلاش میکنند تا فرزندان نامزد شدهشان، کارل و السی را از هم جدا کنند. در جستجوی مکان جدید، آنها به یک مهمانخانه میروند بدون اینکه از حضور یکدیگر مطلع باشند. بنابراین دوباره به هم میپیوندند و کارل و السی تصمیم میگیرند که ازدواج کنند. با توجه به توصیه خانم فلانیگان، صاحبخانهشان، آنها فرار کرده و ازدواج میکنند. دو پدر پیر همچنان با یکدیگر و این زوج در تضاد هستند تا اینکه یک روز خانم فلانیگان با خبر خوب میآید، یک کودک به خانواده جوان واگنر متولد شده است. همه چیز بخشیده میشود و پدربزرگ واگنر و پدربزرگ دوپین دست در دست هم به سمت دفتر ثبتنام میروند تا شهروند ایالات متحده شوند.