خط داستانی
این روایت تمثیلی است که جنبه های کمدی و مستند و داستان های فانتزی و سفر را در هم میآورد. داستان با زنی سالخورده در حال احتضار آغاز میشود که فرزند دور دستش را صدا میزند و صدایش به شکل نانستارهای غول پیکر از آسمان در برابر خانه فرزندش فرود میآید. فرزند که از پیام مادر مطلع شده، راهی گشت و گذار برای یافتن او میشود و میوه را با خود میبرد. سفر او در جزیره با تعامل با کسانی که از میوه عجیبش شاد یا ناراحت میشوند همراه است و با کسانی که میوه به نظرشان پاسخی به فانتزیها و تمایلات تیرهشان مینماید.