خط داستانی
پس از استخراج بهترین ویژگیهایش در طول بیست سال خدمت، شرکت بیمه مردم جو جکسون، یک حسابدار وفادار را اخراج میکند. بنابراین در میانسالی، جو متوجه میشود که مجموع یک "حرفه شهری" شامل یک همسر عصبی، یک نوزاد بیمار و یک پسر و دختر بزرگ شده است که شهر آنها را به موجوداتی سطحی، تنبل و خودخواه تبدیل کرده است. دستاوردهای خود او یک حساب بانکی است که نمیتواند فشار اجاره و زندگی شهری را تحمل کند، در حالی که در جستجوی شغل بود، بنابراین جو تصمیم میگیرد به "طبیعت بازگردد." او با پساندازهایش یک مزرعه خرید و خود و خانوادهاش را به آنجا منتقل کرد، هرچند که این کار برخلاف خواسته دو عضو تنبل خانوادهاش، پسر و دخترش بود.