خط داستانی
جیوانی که با مادرش زندگی میکند و با تیسِـیانا نامزد است، همجنسگرایی خود را از شرم و ترس پنهان میکند؛ اما درست در آستانه ازدواج، چیزی برای او اتفاق میافتد که او را وادار میکند دوباره به صورت پنهانی و گناهآلود آن را نخواهد داشت و بنابراین پس از مدتی تحلیل شخصی نسبتاً سخت، شجاعت وجودی معین خود را بازیافته و تصمیم میگیرد آن را «به روشنای آفتاب» زندگی کند